X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

آلبوم ها

آلبوم ها داد میزنند

در خالی دستانت

شاید ورقی .....

میلیاردمین ثانیه ؛

شاید بمیرد

شاید نمیرد

بمیرد یا نمیرد

چه فرقی به حال ما

«داریم در قاب عکسها کهنه می شویم»

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 16:39 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (7)
چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1385 17:27
صادق اسفندیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دادن خصلت های انسانی به اشیا در شعر مثل داد زدن دیگر قدیمی شده
قسمت آخر شعرت خوب بود
البته در کل شعر خوبی نیست
چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1385 17:29
علی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
امید وارم شعر های بهتری رو ازت ببینم
چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1385 17:30
جوجه ای که فردا از تخم بیرون می آید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پشت لبخندی پنهان هر چیز
چیز هایی است که نمی دانم
میدانم
سبزه ای را بکنم خواهم مرد
چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1385 20:20
عماد مهدوی راد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زیاد سخت نگیر

دنیا همین ست

یک روز من با تو تنها می شوم

یک روز تو...

...تنها
پنج‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1385 11:51
میلاد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام... مرسی که سر زدی.
یه چیزی بگم؟ جلسه ها معمولا نخبه ها رو احمق می کنن و بچه ها رو الواط!!! راستی من آیدین مسنن رو می شناسم...
با لینک دادن موافقم... بزن قدش!
شنبه 15 مهر‌ماه سال 1385 17:43
آتیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شاید بمیرد
شاید نمیر
بمیرد یا نمیرد

....قشنگه
شنبه 15 مهر‌ماه سال 1385 17:49
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سللللللام
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد