X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

دو شعر از جنگ

-آرامش

بولدوزر ها بر سر خاک غر می زدند

خمپاره ها روی سرمان آوار می شدند

بی سیم ها بر سر یکدیگر فریاد می کشیدند

لطفا آرامتر؛

دارم خاطراتم را می نویسم

                                                                   shahid - شهید

-تولد

خون چفیه ها را می شست

پلاک ها زیر آفتاب ؛ بی تاب

خاک روی لباس هائ خشک

جیغ و داد باد

گلوله ها در خشاب ها کهنه می شدند

          *         *          *

ماشین ها آمدند، بوق زدند ،رفتند

چراغ های خاموش سوختند

و دختر بچه ها در کوچه ها خانه بازی می کردند

          *         *          *

باد چفیه ها را ورق می زد

لاک های افسرده بدنهای زیر خاک

در لبخندی متولد می شوند.......

 

؛ آخرین شاخه گل مصنوعی را نهان کردم تا وقتی که همهی گلها پژمردند بگویم دوستش دارم؛

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 13:50 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (20)
پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1385 14:18
پورخاقان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعر جالبی است
موفق باشید
پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1385 14:48
نورمراد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر یاشار عزیز من
از اینکه لطفتان سرشار است شکی نیست و ممنونم از لطف شما
از اینکه آمدید و من و خوشحال کردید ممنونم
و از اینکه با احساس قشنگت دنیایی آفریدید لذت بردم
و از این همه این همه تر اینکه خوشحالم از بودنتان عزیزم
حتما بهت سر می زنم
درودتان باد
پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1385 22:44
محمد کاشی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون از توجهت
باز هم سر بزن
شعر قابل تفکری داری
یا علی
جمعه 5 آبان‌ماه سال 1385 01:23
میرزایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یاشا عزیزیم
جمعه 5 آبان‌ماه سال 1385 17:00
پورخاقان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
لینک شما را در پیوند ها قرار دادم.
وب را به روز کردم.(آزادی)
موفق باشید
شنبه 6 آبان‌ماه سال 1385 00:07
اریا الهام مهر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون که مهمون جزیره من شدین
خوبه
من تا حالا وب حماسی ندیده بودم
تحت تاثیر قرار گرفتم
اگه مایل باشین لینکتون میکنم
منتظر جوابتونم
شنبه 6 آبان‌ماه سال 1385 23:33
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ممنون که سر زدین و واقعا خوشحالم که یکی از آذری زبانان عزیز مهمان وب من شدن...با اجازه تون من وب شما رو لینک می کنم خوشحال میشم بازم سر بزنید موفق باشید
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385 16:52
تنهاترین تنهایان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به نام تنهاترین تنها
سلام دوست من
خوشحالم کردی که به کلبه تنهایی من تشریف آوردی و ممنونم از ابراز لطفت ... میدونی قشنگ تر از دلتنگی های من تنهاترین اینه که پشت دیوار زمان یادی از آلاله ها کنیم ... آره همونایی که رفتن و این قشنگی ها رو برای ما به یادگار گذاشتند ... امید بر آنکه هر دم به سالار شهیدان که مظهر این زیبایی هاست نزدیک تر بشیم و هر از گاهی یادی از آلاله ها کنیم ...
با حق باشید و امیدوار.
یا علی.
دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1385 17:59
اریا الهام مهر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنونم
منم لینکتون کردم
سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1385 14:08
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعر آرامش خیلی قشنگه فقط جای اسم شاعر پایینش خالی است.
سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1385 21:24
یاشار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1385 08:11
آیدا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بدنبال هر مرگی یک تولده ....!

ممنون از حضور سبزت
پیروز و موفق باشی
چهارشنبه 10 آبان‌ماه سال 1385 20:42
یاشار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شیما خانوم شعر ها از خودمن
حسابی زدین تو ذوقم
پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1385 00:42
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...اومدم بگم من آپم اگه زحمتی نیست یه سر بیاین....خدانگهدار موفق باشید
پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1385 09:57
مرغ عشق
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دستانم را بسویت دراز کردم تا همسفر من باشی در این راه دراز...
پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1385 17:54
احمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یادش بخیر آن شب هایی که بر سر سربند یا زهرا(ع )دعوا بود،آن قمقمه های آبی که بعد از عملیات هنوز دست نخورده بود، آن پلاک هایی که زودتر از صاحبانشان گمنام شده بودند وآن سکوت های معنادار پشت بیسیم.

در طول این هشت سال چه بچه هایی که شهید شدند تا یکی از مقامات معنویشان لو نرود،جان می دادند و زیر بار ریاست های دنیایی نمی رفتند ، مفقود الاثر می شدند تا اسیر شهوت نگردند.آنهایی که بالا بودند اما پایین می آمدند تا از تنهایی ما بکاهند و زیبایی تواضع را به ما نشان بدهند،عارف بودند اما اصطلاحات عرفانی خرج نمی کردند،دکان عرفان نمی زدند و تئاتر کرامت بازی نمی کردند.نفس که می کشیدند هوای نمناک گریه به صورتت می خورد
پنج‌شنبه 11 آبان‌ماه سال 1385 18:55
روزنه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

وبلاگ شما هم قشنگه
ممنون
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1385 21:10
نورمراد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و عرض ادب

باران می بارد و من بی حوصله ام برای شعر.............

این شعر در باران آمد ----------- بروزم ×× بروزم ××× بروزم

دوباره منتظر آمدنتون - می دونم زود بود اما بی حوصله ام -
درود بر شما[گل][گل][گل]
یکشنبه 28 آبان‌ماه سال 1385 08:59
میرزایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام .........
سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1387 12:03
رامید فکر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
sherat dar morede jang ali budan
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد