X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

اشتباهی

اشتباه شده ای

امضا کن

با هر چه دم دست

هر آینه

گیر گیر شاخه ای توی سرت می..ش..ک..ند

می خزی توی کتاب ها

حجمی می شوی در یک شعر

و ستون ها تو را ادامه دارند.....

اشتباه می شوی

مثل کدام ها خط می خوری

و کاغذ ها بهانه ای می شوند گم شدنت را... .

                                                                                                            .: مهدی اکبری فر (بدون دال):.

                                                                                                                *~ ۷بهمن ماه ۱۳۸۵~*

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 17:40 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (28)
یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1385 18:09
پگاه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شعرت ،حس زیبایی داشت . هر چند کمی غمگین بود.
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1385 15:00
بابک حکمت
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب اکبری فرد
ممنونم که به وبلاگم سر زدید
شعرت رو خوندم.غریب و زیبا بود
من شما رو لینک کردم
بازم پیش ما بیایید
بدرود...
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1385 19:06
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود بر شما
یاد کردی یادتان کنم. اما دیگر از بایگانی یادم فراموش نخواهی شد. و هیچگاه به اشتباه حط نخواهی خورد.
یاد ما کنید
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1385 20:51
راضیه فرهودی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.ممنونم از این که سر زدید. از آشنایی با وبلاگتون خوشحال شدم. در پنا ه حق مستدام باشید
سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1385 02:01
علی امینی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی خبر دادین
من از هندسه حجمی مثل کره میخوام
چون گوشه نداره که به عزلت بنشینم
........
لابلای برگه های مچاله شده ی هندسه....اونم فضایی....یه فضای هندسی دیدم خفن شبیه به چادر نمازت بود...نکنه تو نماز هم هندسه میخونی شیطون...
خوب بود و خوشم اومد..کمی شبیه به دلنوشته های من بود
بازهم اونورا بیاین
سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1385 16:53
میرزایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
واقعن لذت بردم کار بسیار خوبی بود
یا علی
سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1385 17:10
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی قشنگ بودمهدی جان.
سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1385 18:19
نورمراد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و ارادت
ممنونم که خبر دادی عزیزم
لذت بردم و قربانت
درود
چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1385 05:12
کیمیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اشتباه ترین اشتباهت اشتباه دیدنم بود
ممنون زیبا بود و بی اشتباه!
چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1385 10:46
میلاد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مهدی عزیز ممنونم که سر زدی. شعرت قشنگ بود. اما من فکر می‌کنم بازی با فعل‌ها کمی زیادی تکراری شده... مگر نه که شعر سپید عرصه‌ی تجربه‌های نو؟
راستی اگر برات زحمتی نیست می‌شه به جای رادیو جیبی کتونی چینی رو لینک کنی؟
چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1385 23:01
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوشحالم که بالاخره خبر آپ شدنتون رو شنیدم...
دوست ندارم نظر تکراری بدم ولی عالی بود ....بدون اغراق عرض می کنم موفق باشید
پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1385 16:41
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز دلم چرا بهم سر نمیزنی نکنه باهام قهری
یا شاید
پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه سال 1385 23:09
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز!

ممنون از حضورت در صد کوچه
و ممنون تر از بابت دعوتی که به عمل آورده بودی.
شعر زیبائی بود . از خواندنش لذت بردم. اما می تونستی تصویر سازی بیشتری کنی ( البته این نظره منه )
ارادتمند:ب.م.تنها
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1385 18:51
غریبه نیست
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مثل خودت شورانگیزبود
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1385 20:40
Meshki
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بشنو از سازم ناله دارد از جدایی ها
به فغان آید از خودسری ها بی وفایی ها
به تو گوید ، که به مهرت ، دل من شود پایبند
به تحمّل ، مده پندم ، که اثر ندارد پند

برخیزد امشب ناله ی ساز من
تا گوید شرح سوز و گداز من
باز امشب ساز نغمه سرا
تسکین بخشد سوز مرا
آرد بر لب راز و نیاز من
دل رنج هجران برده بسی
دارد شوق همنفسی
افتد امشب پرده ز راز من

بانوی برفی (مشکی )‌
یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1385 16:39
پورخاقان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنون.به روزم
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1385 14:09
عماد مهدوی راد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

منرا یادت می آید برار

با گنجشک های کامیکازه آشنایت شدم

خوب داری بالا میروی...
سه‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1385 11:32
S.z.h
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام کار خوبی بود .اما کلمه آینه ؟

خوشحالم از اینکه با وبلاگتون آشنا شدم

نی ریز بروزه و منتظر شما
سه‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1385 11:38
سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام گل من اگر فراموشم نکردی چرا سر نمیزنی
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1385 00:05
مریم توفیقی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام . درود بر حس شاعرانه و صور خیالتان . عالی بود .
این کتونی ها هم نوستالژی غریبی داره!
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1385 20:46
س
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

ازیه طرف امتحانات
و از طرف دیگه مشکل تلفن باعث تاخیر من شد
به بزرگی خودتون ببخشید

پس
منتظرم
دیر نکنید

خدانگهدارشما
ماهی شناورشب
یکشنبه 22 بهمن‌ماه سال 1385 12:50
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بروزم خوشحال میشم اگه تشریف بیارید موفق باشید
سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1385 12:20
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
تو که گفتی به این زودی هیش کی رو فراموش نمیکنی
نامرد پس چی شد من رو
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 23:26
کیمیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم گرفته میایی، بیا که خواهم مرد

یکشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1385 11:06
فرشته (رستاک)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
با دیدن بلاگتون احساس کردم نام نویسنده اش داره با دال نداشته اش میکوبه توی سرم که من اسمش رو در گزارش مهر اشتباه نوشتم
موفق باشین
همه ی شعراتون رو خوندم قشنگ بودن
از پسر آرومی چون شما انتظار نداشتم
یکشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1385 11:56
کاوه.الف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جایی برای شعر اردبیل با معرفی یک وبلاگ شعر برتر دیگر به روز است.
سه‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1385 22:38
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خواندم و استفاده بردم
با یک غزل به روز هستم و منتظر نظرات شما.
ارادتمند:ب.م.تها
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 01:51
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
چرا گریزانی پسر خوب.
پندم را بشنو. من از توام و تو از من.
سخنی گفتی پاسخ دادم.
چرا پاکش کردی؟
بگذارید همه ببینند شاید من اشتباه کنم!!!!

درود و سلامی پیوسته
«دوست عزیز و فرزند گرامی»
ایران بدون آتروپاتکان و سرزمین ماد و زردهشت (ارومیه) و آبادشده آتش (آذرآبادگان) معنایی ندارد. من هم نوای یاشاسین آذربایگن را با آوای رسا فریاد می‌زنم. من هم بابک بزرگ، ستارخان، باقرخان و... فرزندان رشید ایران زمین را می‌ستایم. شما نباید مطالعات خود را تنها از یک کانال پی بگیرید. در این صورت است که چنین واکنشی نشان می‌دهید.
من یک ایرانی لر زبان٬ همخون تو و از قوم ماد هستم. بر این باورم که شعارهای جدایی‌طلبانه امروزی، درد قوم ما را دوا نمی‌کند. عزیزم٬ ۴۷ سال پیش در روستایی به دنیا آمدم، از کودکی دلبسته ایران و مطالعه تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم بوده‌ام، اما به غیر از این چند سال، سنگ‌نوشته، کتاب و یا مدرکی دال بر جدا بودن قوم خودمان (ماد) از ایران ندیده‌ام. اگر سروده ام در باب مادرمان ایران است یقینا آذربایجان را هم در بر می‌گیرد. لذا نخواسته‌‌ام کسی را نفی کنم. ضمن اینکه، هیچگاه بیاد ندارم جسارتی به هموطنی کرده باشم. آنهم عشقم آذربایجان و مردم دلیرش. آخه شما بفرمایید چنانچه ترکان غیور آسیای میانه ساکنین اصلی این دیارند و اگر اصالت آذری ها ترک باشد٬ پس چرا باید اوستا که زاده تخت سلیمان است (زادگاه زردشت) به زبان پهلوی (پارسی باستان) نگاشته شود؟!!!! وانگهی این نقشه را من نکشیده‌ام بلکه تاریخ گواه حاکمیت پدران تو بر این سرزمین است. ترکان مردمی با صفایند، زادگاه آنان آسیای میانه و همیشه با ما (من و تو) ایرانیان رابطه خوبی داشته اند. من که نمی‌توانم تاریخ را وارونه کنم! گناه من چیست؟ تاریخ وطنت این را می گوید. به مدارک معتبر موزه‌های بزرگ جهان مراجعه کنید شاید اندیشه‌تان دگرگون شود. اگر طالب اطلاعات بیشتری باشید با کمال میل و حتما با mail برایتان می‌فرستم. ضمن اینکه شعر متعلق به کل تاریخ است. از آغاز تا هزاران سال دیگر.
سبز باشید، نا مکدر و همیشه جاویدان
جانم فدای آذربایجان و سرزمین مقدسش

یاشاسین آذربایجان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد