X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

با نام که آغاز کنم؟

 

 

)۱(

سبیل ها

مردانگی را پشت لبهایم کوتاه می آیند

جیغ هایم را

بین دو تشدید جا گذاشته ام

 

-~-~-~-~-~-~-~-~-~-

)۲(

حوض

بی رنگ ترین خاطره را

هورت می کشد

نفس هایم

خیال عمق را چگال تر

برایت پست خواهند شد

 بادکنک ها بی جواب نمیرند

 

-~-~-~-~-~-~-~-~-~-

)۳(

عقربه ها روی ساعت صفر شلوغ می کنند

خواب سقوط

بازی شب پره های زشت را

حدس میزند

چراغ ها را خاموش کنید

پاک نویس ترین خاطره ام

نا مرئیست

 

 

تاریخ ارسال: جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 14:03 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (50)
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 14:43
بانوی ماه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام موفق باشی
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 15:46
س
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

آمدم بگویم درفرهنگ کارگاه ما خوب بود یک جور کم محلی

به حساب می آید و نشان میدهد که شما شعرهایمان

راقرائت نکرده و فقط به روز بودنتان را خبر داده اید

منتظر نقدتان هستم

و همچنین منظورتان از چگال چیست؟



در پناه حق شاعرباشید
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 16:38
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بسیار زیبا بودند...من شخصا از تیکه اول خوشم اومد...
براتون آرزوی موفقیت می کنم
حق یارتون
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 16:42
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان!
ممنون از آمدنت و البته از یک لگد اضافه ای که ما را مهمان کرده بودید!!
خواندم و استفاده بردم. مثل همیشه قالب درک و صد البته قابل تامل.
همیشه شاعر مانی ، شاعر!
ارادتمند:ب.م.تنها
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 16:48
کیمیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چهرهی تو برایم آشناست
تو مرا یاد خاطرات نداشته ام می اندازی!
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 17:02
پ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنون که یاد آوری کردی.
خب گاهی برای همه پیش میاد دیگه! D:
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 21:03
سون ای دومانلی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز یولداش باش ووردوغونوز ایچین مینتدارام گله جک ده شعرلرینیزه گوره دانیشارام
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 23:02
نورمراد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و عرض ادب و ارادت
مخلص همیشگی شما
ممنونم که آمدی و خوشحالم از بودنتان
لطف شما بسیار است و شرمنده من
لذت بردم و دست مریزاد
درودتان
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 23:21
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود و سلامی پیوسته
«دوست عزیز و فرزند گرامی»
ایران بدون آتروپاتکان و سرزمین ماد و زردهشت (ارومیه) و آبادشده آتش (آذرآبادگان) معنایی ندارد. من هم نوای یاشاسین آذربایگن را با آوای رسا فریاد می‌زنم. من هم بابک بزرگ، ستارخان، باقرخان و... فرزندان رشید ایران زمین را می‌ستایم. شما نباید مطالعات خود را تنها از یک کانال پی بگیرید. در این صورت است که چنین واکنشی نشان می‌دهید.
من یک ایرانی لر زبان٬ همخون تو و از قوم ماد هستم. بر این باورم که شعارهای جدایی‌طلبانه امروزی، درد قوم ما را دوا نمی‌کند. عزیزم٬ ۴۷ سال پیش در روستایی به دنیا آمدم، از کودکی دلبسته ایران و مطالعه تاریخ و فرهنگ این مرز و بوم بوده‌ام، اما به غیر از این چند سال، سنگ‌نوشته، کتاب و یا مدرکی دال بر جدا بودن قوم خودمان (ماد) از ایران ندیده‌ام. اگر سروده ام در باب مادرمان ایران است یقینا آذربایجان را هم در بر می‌گیرد. لذا نخواسته‌‌ام کسی را نفی کنم. ضمن اینکه، هیچگاه بیاد ندارم جسارتی به هموطنی کرده باشم. آنهم عشقم آذربایجان و مردم دلیرش. آخه شما بفرمایید چنانچه ترکان غیور آسیای میانه ساکنین اصلی این دیارند و اگر اصالت آذری ها ترک باشد٬ پس چرا باید اوستا که زاده تخت سلیمان است (زادگاه زردشت) به زبان پهلوی (پارسی باستان) نگاشته شود؟!!!! وانگهی این نقشه را من نکشیده‌ام بلکه تاریخ گواه حاکمیت پدران تو بر این سرزمین است. ترکان مردمی با صفایند، زادگاه آنان آسیای میانه و همیشه با ما (من و تو) ایرانیان رابطه خوبی داشته اند. من که نمی‌توانم تاریخ را وارونه کنم! گناه من چیست؟ تاریخ وطنت این را می گوید. به مدارک معتبر موزه‌های بزرگ جهان مراجعه کنید شاید اندیشه‌تان دگرگون شود. اگر طالب اطلاعات بیشتری باشید با کمال میل و حتما با mail برایتان می‌فرستم. ضمن اینکه شعر متعلق به کل تاریخ است. از آغاز تا هزاران سال دیگر.
سبز باشید، نا مکدر و همیشه جاویدان
جانم فدای آذربایجان و سرزمین مقدسش

یاشاسین آذربایجان
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 23:39
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مهدی جان باز هم بمن سر بزن.
با اجازه لینک دادم
شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385 16:03
علی شهیب زادگان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز/لینکتان جبران شد/سبز باشید...
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 00:11
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

زیبا بود شعراتون اما من اولی و سومی رو بیشتر پسندیدم

.واقعا زیبا بود


ممنون که خبرم کردید
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 14:42
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلا عزیزم...اینروزها اصلا روحیه ی به روز شدن ندارم...شعرتو خوندم قشنگ بود...قشنگ
خیلی خوشحال میشم وقتی میرم سراغ کامپیوتر و میبینم ازت کامنت دارم
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 18:09
پ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلامی دوباره !
گاهی آنقدر در این زندگی بی هدف ماشینی غرق می شویم که دیگه حادثه های کوچیک و روزمره ی زندگی رو فراموش می کنیم.
دوست عزیز، وقت داشتی سری به وبلاگم بزن.
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 20:58
Meshki
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد .

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خواک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکفد در من

سکوت مرگبارم را .

یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 21:01
Meshki
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هزاران غم دراین سینه تمسخروار می خندند
به ریش من که مدت هاست بدون لحظه ای وقفه
ز ناچاری با همه غمهام می سازم
چه سازم چارهء این درد ها
این همه بی هم زبانیها
نه دارویی ، نه تسکینی
همه درد است
دلم در گیر و دار عشق خونریزیست
سرم سودایی زلف پریشانیست
دو چشمم مات چشمانیست ، سخت افسونگر
و دستانم به امید بیان قلب بی تابم
قلم در دست ، اسیر شعر غم گشته
ستون های نحیف و خستهء جسمم
ندارد تاب ره پویی
چه می گویم؟
کدامین راه؟
مگر مانده رهی کز سر تشبیه آن به کوره راهی از امید
نپیمودم
مگر مانده دراین عالم راه و بی راهی
که با خسته تنی مقهور ظلم این زمین
نپیمودم
مگر کفشی برایم مانده
که در راه رسیدن تا وجود خویش
نفرسودم
نمی دانی که در پیمودنت ای راه پر چاله چه ها دیدم
تو نشنیدی صدای پچ پچ آن رهگذر را
که با دیگر کسی می گفت
ببین بیچاره را
دیوانهء عشقی شده هم پایهء رویا
نمی داند ره و بی راه
نمی فهمد که آسایش چه طعم دلبری دارد
نمی داند که عشق و دوستی برپایهء پول است
نمی داند...
هزاران مردم صد دل تمسخروار می خندند
به ریش من که مدتهاست بدون وقفه می میرم

یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 21:04
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خیلی عالی بود . موفق باشی .
آپ کردم دوست داشتی سر بزن .
سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 19:06
و حید ض ی ا ی ...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کلی وب داشتی و ما نمی دونستیم ..موفق باشی
سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 22:17
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی عزیز
از من دلگیر نباش. دوستت دارم
بروزم بیا شاید .............
زنده باشی و جاودانه
پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 15:22
مهسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عالی بود
به من هم سر بزن
منتظرتم
بای
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1385 19:06
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز دلم نیستی؟؟؟؟ کجایی تو....؟؟؟؟
دلم گرفته برایت چه بی وفایی تو.....!!!!
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1385 17:25
فرشته
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعرات قشنگن ولی فکر می کنم خالی از احساس و رو به سوی فرمگرایی دارن
اگه حستون نمیاد زیاد به خودتون زحمت ندین
بهترین شعر شعریه که در کنار فرم زیبا ، احساس داشته باشه و دارای مفهوم
یکشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1385 23:42
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم.
با یک ترانه به روز هستم.
ارادتمند: ب.م.تنها
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1385 00:42
کیمیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
همه فهمیدند من عاشق هلو هستم حتی خانواده ام، به رویم نمی آورند اما می دانند. ...!
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1385 00:59
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز
بروزم سر بزن
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1385 15:04
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...اومدم بگم که آپم و منتظر حضور گرمتون....
پایدار باشید .....منتظرم
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1385 16:06
کاوه.الف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
جایی برای شعر اردبیل با معرفی یک وبلاگ شعر برتر دیگر به روز است.با آرزوی موفقیت شما.
چهارشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1385 23:16
دشمن زیاری(شراره های آفتاب)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام گل پسر
همینکه سر میزنی ما را کفایت است.
این روزها همه به دنبال کم کردن وزن هستند. حالا من نمیدونم شعر ما اضافه وزن و یا کمبود وزن داشت!!!
دوستت دارم مهدی عزیز
زنده باشی
پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1385 21:50
امین (از تبریز )
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان .ممنون که به من سر زدی
خوشحالم که با نوجوانی آذربایجانی و اهل شعر و هنر و احساس آشنا می شوم . امیوارم موفق باشی.
عیدت مبارک .
باز هم به من سر بزن
یکشنبه 27 اسفند‌ماه سال 1385 12:05
و حید ض ی ا ی ...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پستانهایت را به ابر بخیه میزنم
بهار گریه ی گاه گاه توست
در فواصل دوری
هرزگی علف های تنم است
در هرس بوسه های معصومت
...


امیدوارم سالی داشته باشید به پاکی و صفای وقتی که می نویسید و کلمه ای که زندگی می کنید .

نوروزتان "دست در دست شمع /ماهی/ شب بو "

شعراستان با مطالبی چند در ادبیان معاصر ایران و چهان منتظر حضور -نقد و نظر شماست
یکشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1386 04:08
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز!
سال نو مبارک
فنجــــان فالش و لب پر خــــــریده بود
مـــردی که از خــودش دیگر بریده بود

دیگـــــر برای او معنـــــی نمی شدند
درفال قهـــو ه اش هی بد شنیده بود...
به روز هستم و منتظر
ارادتمند: ب.م.تنها
سه‌شنبه 7 فروردین‌ماه سال 1386 11:44
szh
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

بهار مبارک

استفاده کردم

نی ریز بروزه و منتظر شما
شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1386 14:05
فرشته (رستاک)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
عیدت مبارک
سال خوبی داشته باشی
شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1386 17:12
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقای اکبری فرد
سال نو مبارک
آپم
یکشنبه 12 فروردین‌ماه سال 1386 18:51
ساحل نشین اشک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کشف های قشنگی داری
سلام.
سال نو را تبریک عرض می کنم.
لطفا به آرزوی من برسید:
آرزومند سلامتی شما..
پنج‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1386 12:09
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نیستی عزیزم!
شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1386 04:06
آ/م
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دیگه آیدین هارو که عوضی نمی گیری؟به روز باش و بهروز
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 16:10
همون سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
...........................................
یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1386 02:15
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام آقا مهدی عزیز
سری بزن و از وزن و قافیه بگو
شما دوست داشتنی هستید
زنده باشید
یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1386 23:08
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام گل پسر
سه بیت این شعر آخری رو past نکرده بودم و اصلاح شد.
شما گل سرسبدی و نازنین
زنده باشید
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 17:19
غظنفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1386 17:21
غظنفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام به آقای مهدی اکبری فردددددددددددددددددددددددددد

موفق باشی
دوشنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1386 20:01
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز
بروز کن
بروزم
یاد ما کنید
چهارشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1386 18:24
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بادکنک ها بی جواب نمیرند
خیلی قشنگ بود .
راستی به روزم.
چهارشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1386 18:26
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بادکنک ها بی جواب نمیرند
بسیار زیبا بودند...بازم به شما...
راستی به روزم.
یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1386 13:58
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی دیگه شخصی که شعر میگه اینجا نیست؟؟؟؟؟؟؟
گم وگور شدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1386 03:39
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی عزیز
اینم شعر امروز
جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1386 22:32
بهزاد جعفری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست خوبم!!
وقتی نشانده ای من را به آرزو
دلخواه من کمی از معجزه بگو

برای اولین بار در سال جدید "صد کوچه " به روز شد .
اراتمند: ب.م.تنها
یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1386 02:20
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیز
سفر به روشنایی دل انگیز است.

اما؛

به روزم
شنبه 23 تیر‌ماه سال 1386 16:24
nam
امتیاز: 0 0
لینک نظر
khob,...bebinam ta hala matnatoono be jaie ferestadid?
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد