X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

جفت گیری رخت خواب ها

این طوری 

نه من به تو می رسم 

نه تو به من 

امشب آخرین فرصته : 

ماه معشوقه گرگهاست 

و وقتی تقریبا ۹۰ درصد شهر عقلشون پاره سنگ برداره 

قطب نماهام از کار می افتن. 

همه ی رخت خوابهای تنها به پرواز در می آن 

و تا نزدیک ترین ستاره های درخت دار  بال می زنن 

اونجا 

رخت خواب های نر لالایی هاشونو می خونن 

رخت خوابهای خوشگل رو تور می کنن 

و رویا اولین رنگها رو می بینه. 

 

من لالایی زیاد بلد نیستم 

تو کفشهای نقره ت رو بپوش 

و یکی از درها رو باز بگزار 

باد بقیه کارها رو می کنه 

                            و این جادو فقط تا صبح دووم می آره.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 23:16 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (24)
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 01:57
deeps
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود بر اکبر آقای عزیز
چه جفت گیری باد آلوده ای رسم کردی.
رخت خواب های نر لالایی هاشونو می خونن .
راستی تو آخرین نمایشگاه عکس گالری صبا عین عکس های تو رو کیارستمی تو اندازه ی یک متر در یک متر و نیم گذاشته بود.عکس
های بارانی از پشت شیشه ی ماشین.به همین اندازه جذاب بودن.پیروز باشی.
پاسخ:
سلام!!!!
اکبر کیه؟؟؟؟
مهدی اکبری فر ( بدون دال ) قید بفرمایین لطفا .
درباره ی عکسهای کیا رستمی شنیده بودم . من این عکسا رو اردیبهشت و خرداد گرفتم . تاریخ عکسای کیارستمی رو نمی دونم که بگم قبل از من این کارو کرده یا بعد از من !!
همین.
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 05:43
باران (امید ایران)
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مرسی که سر زدید
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 08:22
وحید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ارتباط عمودی سطور اگر در پاراگراف دوم به سمت ستاره ها معطوف نشود احتمال دوپارگی در شعر ایجاد می شود ولی لحن شعر فارغ از تکلف همان فرامعنایی ناشی از آشنا زدایی نشانه شناسی مورد خواست شما ساده و صادق است و به زبان شعر نزدیک شده است . هیچ دلیلی برای رسیدن به لحن محاوره به معنی شکست زبانی ندیدم.
ولی اینها مانع نمی شود به حس زیبای هم آغوشی در یک فضای دیگر که از ذهن تو آمده و مرا یاد ونه گات انداخت را ندید و لذت نبرد.
پاسخ:
ممنونم از نظرتون خیلی استفاده کردم و دربست قبول دارم . ونه گات از نویسنده های مورد علاقه ی منه و البته دقیقا یه هفته بعد از نوشتن این شعر سلاخ خونه ی شماره ی ۵ رو خوندم و لذت بردم به معنای واقعی کلمه!!
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 09:21
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام به آقای اکبری فر عزیز

عکساتون که خیلی قشنگ بودن، شعرتونم که عالی بود ... حال و هوای دنیای واژگانی شما خیلی خیلی زیبا و نامحدوده ... چطور بگم ... جوری از واژه ها استفاده می کنین که دیدتون زمین تا آسمون با دید این ور آب فرق داره ... انگار حق با شماس... شما از پشت یه کریستال شفاف به دنیا نگاه می کنین ...
شفاف باشین تا ابد و شاد ....


راستی! ادامهء مطلبمو بلوگفا حذفید، منم از رو نرفتم... دغعهء ششم دیگه حذفیده نشد ...
هستم خدمتتون ... اگه برا ادامهء مطلب فرمانده چه دوباره تشریف بیارید، ممنون میشم ....

پاسخ:
البته بنده تنها واحدی که تو عمرم نتونستم از استاد نمره بگیرم و خیلی خیلی حالم گرفته شد ( و البته حقم بود) درس کریستالوگرافی پروفسور خاندار بود!!!!
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 14:37
وهید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان...
کاش می شد مثل شعر تو باد همه ی کارارو خودش انجام میداد!

پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388 23:47
دشمن زیاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام اکب... ببخشید مهدی جان
چی بگم؟ خوبه. اما خدایی من خیلی متوجه نشدم!
این جفت گیری که محصولش تنها چند ساعت بعد به دست میاد هم باید کار آسمانی باشه. البته خداوند بنده ها را سر کار نمیگذاره. این بندگان بد جنس هستند که برای لقمه ای نان به خدا هم دروغ می بندند.
به هر حال ممنونم از لطف شما.
اگر متوجه موضوع شده ام لطفا خبر بدهید.
پاینده باشید
جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1388 11:37
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
تقارن خوندن این شعر با آهنگ ملایم و شعر شهیار قنبری که داره از سپیکر پخش می شه و این کاملن اتفاقی بود!
مرا در تن اش غسل تعمید داد!
کمی ماورایی است و افلاطونی شاید!-این نظر شخصی است-
به قول سید مهدی موسوی:
به گریه نه؛نه!به بوسه؛به بوسه نه؛بستر
نه؛باز هم دل عاشق زیاده خواهتر است...
پاسخ:
به!!!چه جالب!!!
جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1388 19:29
عادل قلی پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ماه معشوقه ی گرگهاست

استفاده از این فرصت جادویی فقط از عهده ی تو بر می‌آد!
اولش فکر کردم ترجمه است که محاوره نوشته‌ای.بعد که فهمیدم مال خودته نتونستم دلیل قانع کننده‌ای برای محاوره بودن کلمات پیدا کنم. البته می‌توان رویایی و جادویی بودن فضا را تا حدودی دال بر آن قرار داد که یک فضای متفاوت است.
شما به جای احساس انسان در عشق از ابزاری استفاده کرده‌اید که به نظر من می‌تواند تمام بار آن را به دوش بکشد و به جای آنکه انسانها را با یکدیگر در عالم واقعیت روبرو کنید که کاری دمده و کلیشه‌ایست از تختها نماد عشق ساخته اید و آنها را در عالم رویا به یکدیگر عاشق کرده اید که این برای من تازگی و جذابیت خاصی دارد.
منم به روزم.
پاسخ:
خوب چه دلیل قانع کننده ای وجود داره که محاوره ای ننویسم؟؟؟
شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1388 08:58
دریاچه ی قو
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یک دنیا احساس توی شعرها و عکس ها. ممنونم که خوبی....................................راستی سلام!
پاسخ:
سلام!!
شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1388 11:33
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
قشنگ بود.
ولی به شعر های خودتون نمی خوره.
شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1388 20:20
کاکه تیغون
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ماه معشوقه گرگ هاست...

عجب جفت گیری باید کرده باشند این رخت خواب ها.
یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1388 20:15
عادل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دستت را بکش خانم!!!
با داستان کامل کوتاه به روزم.
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388 16:34
لیلا نوروزی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خیلی بهتر از قبل شده. معلومه که زیاد این ور اون ورش کردی.
ایجاز پیدا کرده!
ولی هنوزم رو حرفم هستم که می شد کوتاه تر حرفت رو بگی. هر سطری که حتی ذره ای درباره ی سطر قب و بعد خودش باشه می تونست اصلن نباشه.
با این حال قشی بود!! نه واقعن حس خوبی داشت .هر چند شاید نوشته هات پست مدرن نباشه ولی حس و حال دوست داشتنت اونقدر مدرنه که پست مدرنه!!
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388 16:52
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منو جادو کرد.
امیدوارم این جادو تا صبح دووم بیاره> امیدوارم.
حقیر وبلاگی دارم که نیازمند جادوی حضور شماس.
همه ی در ها رو هم باز گذاشتم.
پاسخ:
آورا کاداورا...!!!!
دوشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1388 18:23
وحید ضیایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی سینماییه ...اما لحنش برام جذابه ...بالا و پایین داره اما خیال برانگیزه زبانت یه دست نیس اما خیالت چرا اگه قراره اینطوی بنویسی حواستو به نوشتن بیشتر متمرکز کن .
پاسخ:
حتما. ممنون از نظر خوبتون . خیلی خوب بود.
سه‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1388 12:44
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرد مومن من درا رو باز نزاشتم که از لای در سرک بکشی و بعد هم بگی فلان و بهمان.
بیا تو نترس!
روی اولین صندلی بشین و تماشا کن .
هرجایی هم به نظرت بد بود خرابش کن نترس.
خب خدا رحمتش کنه ولی این به درد من نمیخوره.
من به جای همه براش رحمت می فرستم . اصلان به جای همه براش فاتحه می خونم که دفعه ی بعد که اومدی خیالت راحت باشه. خوبه ؟
خیر سرم از کسی دعوت کردم که یه چیزایی ... .
این بار که اومدی بزار درست و حسابی زیارتت کنیم.
زت زیاد.
جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1388 16:45
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این پوتینها ....


آپم انگار.....

سلام ....
سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1388 12:06
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

تازه فهمیدم که این کریستالی که شما از پشتش دنیارو نگاه میکنین، چقدم مهربون و آرومه!

البته اینو برا این نمیگم که از شعرم تعریف کردین .. نه!!!
بلکه برا اینکه انتقاد کردنتون شفاف و آروم و منصف و مهربونه!!!!

پایدار باشین ... و شاد!

پاسخ:
pur fabor
چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1388 19:48
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
می دونم که سرت شلوغه وقت نمیکنی به وبلاگ ما سر بزنی.
نه بابا خودتو ناراحت نکن درکت میکنم. قصم میخورم.
پنج‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1388 20:19
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام ...

از باران بر کلاهت می افتم ...

به روزم .....

جمعه 30 مرداد‌ماه سال 1388 17:03
وهید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کجایی پسر؟


به شعر دعوتی
یکشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1388 12:01
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
" تبرک دستان سردش

مرا بس باد

مرا بس باد

تا نیمه جان کند پیشانی حیرانم

آفت این خاک فریب را

تا بکاود مردمکانم به التماس

این زلف سرخ ... "

الباقی در وبلاگ.
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1388 18:31
وحید ضیایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خواندنی ها...
سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1388 01:28
آ / ف
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آفرین مهدی. چقدر بهتر
پاسخ:
چقدر بهتر چی؟؟؟
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد