X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

چون دری بر پاشنه ی فراموشی


 

چون دری بر پاشنه ی فراموشی بود   

زنی که عاشقش بودم،

               چرخید و از دیدگانم ناپدید گشت . 

  ملوس

چون غزالی از پیچ و آهن و مهره 

در آغوش من آرام می گرفت 

 و من در سکوت فلزی خواب هایش 

درد می کشیدم. 

 

 

 

 

"Hinged to Forgetfulness like a Door"
Hinged to forgetfulness like a door,
she slowly closed out of sight,
and she was the woman that I loved,
but too many times she slept like
a mechanical deer in my caresses,
and I ached in the metal silence
     of her dreams. 
 

 Richard Gary Brautigan 

 

 

 

این هفته ها هفته های پرکاری ان. امتحان عملیات رو اونجوری که باید خوب ندادم .هفته بعد هم امتحانای میان ترم ریاضی مهندسی و ترمودینامیک وقتم رو پر کردن .تبریز هوا خیلی سرد شده ولی اونطور که باید و شاید برف نمی آد . از زمستونای اینجا دل خوشی ندارم اما عاشق زمستونای اردبیلم و کوچه ها برف گرفته اش.چه منظره ای میشه وقتی یه عالمه آدم تو یه عالمه پشت بوم دارن برف پارو می کنن (خدااااا).فکر نکنم تا تاسوعا و عاشورا بتونم برم خونه اما کاش تا اونموقع یه برف مشت بریزه.  

وقت کردم و دوباره سری زدم به شعرهای براتیگان . شعرهاش جویبارهای احساسن (الحق!) .این شعری که ترجمه کردم قبلا هم به فارسی برگردونده شده (متعدد) اما اغلب ترجمه ها از نظر من و با رعایت احترام مفت نمی ارزن( ترجمه های خوب هم بودن ). امیدوارم که ترجمه ی خوبی کرده باشم . 

 اگه می خواین به متن اصلی تمام شعرهای براتیگات دسترسی داشته باشین توصیه می کنم به لینکهای روزانه مراجعه کنین. 

 

 

مهدی اکبری فر / 18 آذر 1388 /سایت دانشکده مواد و مکانیک 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 17:21 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (9)
چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 18:30
سرخور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وه!
چه فراموشی بی اندازه ای بود
چون قرن
می آمد و می رفت و
پا کوبان به زمین
همه برف بود و برف بود و برف...
چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 18:54
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود بردوست قدیمی و عزیز...

1.تا حالا به قالب وبلاگت زیاد دقت نکرده بودم...خیلی خوشگل دراومده ها.....
2. از فنون و ظرافت های ترجمه هیچ سردر نمیارم؛ ولی با خوندن ترجمه شعر یه جوری شدم!! و فکر میکنم این،بهترین گواه باشه بر اینکه کار ترجمه ات رو خوب انجام دادی...!
3. زمستونای همدان هم تقریبا مثه اردبیله... پس وقتی داشتم لذت میبردم جای شما روهم خالی میکنم!
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
مرسی از اینکه خبرم کردین....

یاشااااااااااااااااااااا
چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 21:16
نباتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
یاد راه آهن متروکی در آمریکای جنوبی افتادم
چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 21:59
ساحل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خووبه ....
چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 22:33
ط ل و ع ی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق!

آره! برف!

برف چیز خوبیه اصولن اما به شرطها و شروطها ... که مث من ذوق زده نپری وسط برفا و بی شال و کلاه و دستکش و شالگردن ، هوای 30 درجهء اینجا رو نفرستی توو ریه هات و سینوزیت چنان به سر و صورتت چنگ نندازه انگار که به حبل متین! و یه هفته تموم از مطالعه ء برا ارشد ضروریتر از تنفس نیفتی .... که تب نکنی و تموم وجودت فک نکنه لای لولای در گیر کرده ...
هی ... خلاصه اگه برف آرزو می کنید رفیق، اول شالگردن ببندید که برف قوم و خویش حالیش نیس!





چهارشنبه 18 آذر‌ماه سال 1388 22:35
ط ل و ع ی
امتیاز: 0 0
لینک نظر

منم میرم این شعرو بخونم ببینم چی حالیم میشه ... فعلن که رو به موتم ..
پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 22:38
ساحل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
با دلیل آره .خوبه
خوبه ازتو ن کوییز می گیرن .خوبه که هوا سرده .خوبه که شونصدتا پروژه داری و خیلی دلایل دیگر
شما دلیلت چیه که خوبه؟
جمعه 20 آذر‌ماه سال 1388 12:22
سرخور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
با گرداب بروزم.
شنبه 21 آذر‌ماه سال 1388 12:20
امتیاز: 0 0
لینک نظر
طرح نیمه کارم تموم شد و شاید حالا دیگه یه شعر شده باشه
منتظر تم هم دانشگاهی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد