X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

چه گناه بی لذتیست زندگی



چه گناه بی لذتیست زندگی

وقتی پای هیچ درخت سبزی وسط نباشد؛

تو قبلا مرده ای

پس درک کن

اگر به هر گلدان که می رسم

بکارم:

ساقه های گسسته ی بازوانت را.




مهدی اکبری فر

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 ساعت 12:53 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (33)
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 13:51
Exis Supporter
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نرم افزار ارسال نظر تبلیغاتی به وبلاگ های فارسی (بلاگفا ، پرشین بلاگ ، میهن بلاگ ، بلاگ اسکای) آماده فروش می باشد . - این نرم افزار برای مدیران سایت ها ، وبلاگ ها ، صاحبان فروشگاه های اینترنتی ، بازار یابان و .. در راستای بالابردن کارایی و تبلیغات گسترده در بین وبلاگ های فارسی قابل استفاده خواهد بود . - برای دریافت اطلاعات دقیق تر و دریافت ویدئو نمایشی ، به لینک مربوطه مراجعه فرمایید
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 17:31
لیلا نوروزی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
هان؟ آهان...
جالب بود.فقط این جمله ی اولت خیلی می زنه تو ذوق: چه گناه بی لذتی ست زندگی. باقی تصویر دهی خوبی داشت.
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1388 18:45
بهنام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه ی پر نیلوفر
که به آسمان بارانی می اندیشید
و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
در آستانه ی پر نیلوفر باران
که پیرهنش دست خوش بادی شوخ بود
و آنگاه بانوی پر غرور باران را
در آستانه ی نیلوفر ها
که از سفر دشوار آسمان باز میآمد

..........

سلام
امیدوارم که حالت خوب باشه !
وبت رو خوندم ؛
خوبه ! بهتر از این ها هم می تونه باشه ...
به هر حال قشنگ می نویسی ! خوشم اومد واقعا

من لینکت کردم
منتظر حس گرمای حضورت و لمس ردپای عبورت هستم ...
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 00:04
بارانی باید...
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
دست مریزاد.
ساقه های گسسته بازوانت را.
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 07:46
حسن سهولی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درودبرشما
سپاسگزارم آمدید
شعرشماخواندم
به نگاه خیام فکرکردم
آغاز وانجام شعر رابط پنهان وزیبایی را القامی کردند
نوع ملیحی ازپارادوکس شبیه شیشه لذت شعررابیشترمی کرد.
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 12:45
عادل قلی پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
۱. به لطف و مهرورزی آقایان (و جدیدن برای اینکه نشون بدن طرفدار حقوق زن هستند یکی دوتا خانمها!) اینترنت خانگی صفر است و باید برای یه کار خیلی خیلی کوچولوی اینترنتی به کافی نت بریم که اونم شااااااید...!
۲.صفحه وب جنابعالی یه کم سنگینه(یه کم بیشتر از یه کم!)
۳.به غیر چند دفه ای که اومدم و نظر گذاشتم و ارسال نشد چند دفه هم اومدم و نظر گذاشتم و ارسال شد که انگار نرسیده دستت.(مثل بعضی چیزا که میدزدن و بعد باهاش پز میدن شاید اونم دزدیدن که بعد باهاش پز بدن!)
۴.تو این چند روز اونقد معماری و ذخیره و طراحی الگوریتم و... خوندم که هنگیدم.پس نمی تونم نظر اساسی بدم در مورد شعرت.
۵.یادم نرفته بگم که اون لذته رو از شعرت بردم!قشنگ بود(قشه به فتح ق و ش و سکون ه)!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 15:46
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان
شعرت قشنگه
ولی بسیار پیامبرانه نوشته شده
و این بیشتر رمانتی سیسم تشریف داره تا مدرنیزم
و این برای من جالبه چون داستان هات بر عکس به سبک های مدرن نزدیکتره
شعر فقط از یک آوا بهره می بره بر عکس شعر زیریش که حداقل ادای چند آوا بودن رو داره
چند آوا بودن یکی از مهم ترین خصایص متنه نو است که فرصت قضاوت را از نویسنده می گیرد و مخاطب را میان گزاره هایش رها می کند تا خود خودش را در باید
جمله ی چه گناه بی لذتی ست زندگی تصویر نیست یک گزاره ی برداشتی از زندگی ست
و جای هیچ انعطافی رو به من نمی ده
جز تصویر آخر که تنها در حد یک تصویر نه فضای بینامتنی می ماند باقی شعر یک گزین گویه ی پیامبرانه بیش نیست
با ابن همه ازت تشکر می کنم که همیشه نوشتایی
موفق باشی
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 21:36
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق
ممنون...

چقد عجیب بود شعرتون...پر از تصویر ... تونستم سه فضا رو در شعرتون تشخیص بدم ... لحظهء گناه بی لذتی که برخلاف گناه بهشتی جدمون آدم، به درخت وسیب ربطی نداره، لحظهء مرگ مخاطب که واقعیت مرگش مث یه پتک توو صورت خواننده کوبیده میشه، و لحظهء یاداوری برای درک عمل کاشته شدن بازوان گسستهء مخاطب در هر گلدانی که سر راهش باشد ...

اما چرا؟ چرا شاعر این بازو های گسسته رو توو گلدونای مسیرش می کاره؟ که از گلدونا " تو " جوونه بزنه ...که مرگ لاجرم مخاطب، جبران شده باشه!
وووووااااای! اینم از جواب سوال!
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1388 22:40
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آپم رفیق!
پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 09:29
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
علیکم السلام و رحمت ال... و برکات
پی نوشت رقم تان در کامت دانی بلاگ ام و لطف و مرحمت تان از باب دعوت حقیر به فضای وب تان و البته بعد از رجعت از سفر پاتخت و مشاهدت این دعوت ،"آمدم ،خواندم ،خندیدم،مردم"!!!!
یکشنبه 4 بهمن‌ماه سال 1388 17:56
سرخور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آره.پی یه تهیه کننده م.بی شوخی.هستی؟خیلی جدی می خوام کار کنما!
دوشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1388 00:16
موسی زاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق!
دوشنبه 5 بهمن‌ماه سال 1388 19:44
موسی زاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
لذت چیزی نیست جز تمرکز در لحظه اکنون !
لویناس
پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388 15:46
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق

آپم
پنج‌شنبه 8 بهمن‌ماه سال 1388 23:26
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فک کنم جن در من حلول کرده منتظر اعتراضای بیشترم!


ایشالا شاگرد اول میشید دیگه ؟
جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 09:36
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.هنوز به روز نشدی؟!
اه اه
تنبل!
به روزم!
یکشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1388 09:45
وحید ضیائی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خواستی فرم بدی اما مضمون تازه نبوده ناهمواریش از اونه ...
سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1388 22:15
سپید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبین؟
چرا خبرم نکردین؟شعرتون زیباست!
حالا که خبرم نکردین زیاد نظر نمیدم
اما به روزم
بای
چهارشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1388 11:39
وحید ضیائی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قبول می کنم با واژگان کمتر قرص و محکم در زبان شعر امروز روایتی متفاوت به وجود آورده ای .اما سطر اول و ادامه ی آن مرا بر آن نمی دارم تا فکر کنم با یک شعر تکان دهنده عالی طرفم .گسست زبانی را هم در نظر بگیر و شاد زی ...
جمعه 16 بهمن‌ماه سال 1388 15:38
سید مهدی موسوی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شد...

.
با اینها منتظرم:

1- دو شعر جدید که در جای دیگری نخوانده اید

2- متن و شعری از «فروغ» در حال و هوای این روزها

3- محاکمه ی آرمان ها در خیابان (نگاهی به فیلم آخر کیمیایی و چند دیالوگ ماندگار از او)

4- قر دادن زیر تیغ (بررسی وضعیت بیمار تعامل مؤلف و منتقد در ایران)

5- مثل همیشه جملاتی از «شمس» بزرگ!

6- خبرها و لینک هایی داغ از همه جای ادبیات و هنر

7- کنار پله ی تاریک (خبرهایی از برادر ترانه سرا و شاعرم: حسین صفا)

8- ستاره های سربی (غمنامه ای از یک ستاره که دوست داشت خاموش شود)

9- انتقام با طعم سیب زمینی (تحلیلی از وضعیت امروز جامعه ایران)

10- عکس هایی دیدنی از شاعران و دوستان کارگاه و...

و

مثل همیشه گوشه ی دنیا منتظرم

با شعر، با ادبیات، با غم، با عشق...
شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 00:30
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ساقه های گسسته ی بازوانش را توی هر گلدانی نباید کاشت ؛ جوان ؛ گیرم پای هیچ درخت سبزی وسط نباشد.
شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 02:21
سپید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من بازم به روز شدما؟؟؟!!!!؟؟؟
شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 12:03
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
زیبا بود و احساس برانگیز... نه خسته...
شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1388 23:22
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
چه گناه بی لذتیست زندگی
وقتی هیچ گلدانی نباشد
یکشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1388 00:08
طلوغی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق

آپم...
یکشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1388 13:38
مسعود آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان چه خبرا
بابا چرا آپ نیستی من که هر بار مزاحم میشم

نیستی
ممنون میشم
سری بزنی
یکشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1388 23:43
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به! اینکه چیزی نیس... من دو سه سالم بود فک می کردم یه یونیکورنم که شاخم شیکسته.... !

فک کنم این یونیکورنا هم مث گربه های افسانه ای بالدار که واقعی از آب در اومدن، از یه گوشهء این کرهء زمین پیدا بشن یهوئی !
دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1388 23:51
نوباتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی
خوبی<؟
سالینجر که مرد پیرهنم گریست
پاسخ:
ممنونم....خوبم......
چهارشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1388 11:02
...........
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پیشرفت خوبی کردی داداشی




فقط نا امید












مراقب خودت باش سرم شلوغه نمیرسم بهت سر بزنم
پاسخ:
مرسی...ولی....تو کدوم داداشی؟
چهارشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1388 12:26
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی بدون دال .
بعد مدتها به روز کردم خیلی خوب میشه سری بزنی و نظرت رو بگی .
شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1388 18:17
حسنا افتخاری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آره واسه بقیه لذت بی گناهه به ما که میرسه گناه بی لذته.
چهارشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1389 21:50
شهرزاد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درسته زندگی‌ گناه بی‌ لذتیست اما دردش زیاده
یکشنبه 7 شهریور‌ماه سال 1389 00:57
م.ر.ک
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهربان
شعر های بسیار زیبائی خواندم موفق باشی.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد