X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

سه شعر از برشت

جدایی

همدیگر را در آغوش می کشیم،

لباسهای فاخری زیر انگشتانم اند

و تو کهنه پارچه ای لمس می کنی.

 

همدیگر را تنگ در آغوش می کشیم،

تو را برای نهار دعوت کرده اند

در حالی که مزدوران قانون در پی من اند.

 

از آب و هوا حرف می زنیم و

                         دوستی از دست رفته مان.

 

چیزهای دیگر برایمان تلخ خواهند بود... .

 

 

صورتک دیو پلید

از دیوار اتاقم کنده کاری ژاپنی آویزان است

صورتکی ازیک دیو پلید ، تزئین شده با لاک طلا.

رگهای متورم پیشانی اش جلوی چشمانم است:

        چه زحمتی دارد دیوی پلید بودن... .

 

برای خوانده شدن در هر صبح و هر شب

عشقم  گفته

که برای همیشه می خواهدم...

برای همین است

          اینقدرهوای خود را دارم:

بیرون که میروم حسابی دور و ور را می پایم

و می ترسم

از اینکه هر قطره ی باران

ممکن است

بکشدم.


برتولت برشت

برگردان از مهدی اکبری فر


تاریخ ارسال: جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 01:02 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (33)
جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 01:18
sayeh
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چنانچه دارای سایت یا وبلاگ پربازدیدی هستید می توانید با عضویت در سیستم اوکسین ادز اقدام به نمایش تبلیغات نمایید و به ازای هر کلیک بازدیدکنندگان برروی تبلیغات تا سقف 800 ریال بعنوان پورسانت دریافت نمایید.همچنین با معرفی این سیستم به دیگران و عضویت آنها از طریق شما به ازای هر کلیکی که بر روی تبلیغات آنها می شود مبلغ 50 ریال از طرف سایت به پورسانت شما اضافه خواهد شد و بدین صورت شما به یک حقوق ماهیانه و مادام العمر دست خواهید یافت. پرداخت کلیه وجوه و پورسانتها در سیستم تبلیغاتی اوکسین ادز توسط شرکت رفاه گستر جنوب به شماره ثبت 24516 تضمین شده می باشد.استقبال بی نظیر از این سیستم، خود نشان دهنده این مهم می باشد.


از طریق لینک زیر میتونید در این سیستم عضو شوید:


http://www.oxinads.com/?i=48004



پس از عضویت در سایت حداکثر بعد از 12 ساعت عضویت شما در سایت توسط مدیران تایید خواهد شد.

بعد از اینکه در سایت login کردین در سمت راست صفحه لینک هایی رو خواهید دید. از اونجا میتونید کدهای تبلیغاتی گرافیکی و متنی رو دریافت کنید و در سایت یا وبلاگ خودتون قرار بدین.
جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 03:03
seleced soild
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.ترکوندی دادا!!!!!!!
زدی رو دست شاملو اینا؟
وبلاگت باحاله عین خودت دلم برات تنگ شده!همیشه بهت سر میزنم.ایشالا(من عوض تو محاوره ای نوشتم)بزودی ببینمت؟!!
به اکبر و روشن اینا سلام برسون.
زنده باد سازه86 دانشگاه تبریز(متالورژی ام شد رشته؟؟؟!!!!)
اینگیلیشم ضعیفه "خاک انتخاب شده میخواست گلدون بشه اما ...جای آب...باد ...گردو غبار شد..."
پاسخ:
من از این جسارتا نکردم
جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 21:24
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از برتولد برشت:
کنار جاده نشسته ام
راننده چرخی را عوض میکند
از آنجا که آمده ام دل خوشی ندارم
به آنجا که میروم نیز میل چندانی ندارم
پس چرا بی صبرانه به تعویض چرخ می نگرم؟؟
-----------------------------------
البته تقریبا یه چیز توی این مایه ها بود...! ممنون از ترجمه های زیباتون
پاسخ:
قشنگ بود...ممنونم
جمعه 30 بهمن‌ماه سال 1388 21:57
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق!
کاش اصل شعرارم میذاشتید ...

شعر سوم چرا نات محاوره ای؟ هوم؟

راستی آپ کردنی یه ندایی هم به ما بدید! ضرر نمیکنیدا
پاسخ:
وقت نکردم به خدا
شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1388 08:31
ابراهیم عادل نیا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
به خاطر ترجمه ها ممنون... لذت بردم آقا مهدی دست مریزاد..بی اغراق ترجمه های تو از لحاظ چینش کلمات شعریت بخشی از سایر ترجمه های موجودی که از کار های برشت خوندم بیشتر به من چسبید پیروز و سربلند باشی ...
پاسخ:
لطف دارین عزیز
شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1388 18:46
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آفرین چه شعر خوبی .همیشه حسابی خودتو بپوشون سرما نخوری
پاسخ:
چشم
شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1388 18:49
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چرا جدایی حالا؟!
پاسخ:
نمیدونم که!!! از برشت بپرس موش موش
یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1388 11:05
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعرای قشنگی انتخاب کردید مخصوصا شعر «به آنان که پس از ما به دنیا می آیند»
یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1388 14:22
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
آفرین داداش!
شعر دومی رو بیشتر پسندیدم.هرچند برشت تو روحیه ی من نیست ولی ترجمه ت خوب بود. حالا خودتو زیاد نگیر!
یکشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1388 15:32
محمد احمدزاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
به:مهدی برشت یا شاید برتولد اکبری فر
در مزدوران قانون به شکل کلینت ایستوود کمی بهتر
در بعدی یا ۱ بد پشیمان یا ۱ خودحواه
ولی آخری یه لبخند قشنگ رو صورتشه!!!
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 09:32
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.شعر ها را خواندم.ممنون بابت دعوت .با سرکار علیه خانم طلوعی متفق النظرم در نشاندن اصل شعر ها یا اقل کم برگردان شده ی انگلیسی شان برای مقایسه ،چون همیشه آلترناتیو های انتخاب شده یا همان معادلات برای کلمات از سوی مترجم برای ام جالب و قابل تامل است.
شاد بزید
والسلام
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 11:36
ا.ن.ع
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام از کامنت پر مهر چند روز پیشت ممنونم . بابا من که نمیتونم شعر بنویسم یه متنی بود نوشتیم ولی کلی حال کردم نظراتت واقعا به جا بودن حق داری . ممنونم.
ترجمه های خوبی بودن .خیلی حال کردم . برشت یعنی حال.
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 11:38
فرشته کروبیان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آخ شرمنده حواسم نبود توی مطلب قبلیت کامنت گذاشتم.
راستی نیستی؟
یا اگر هستی با دوستان گرم نیستی؟
نکنه انزواست؟
ما که انزوای ادبیمون تموم شد حالا رفتیم توی لاک انزوای شخصی.
مال شما از کدوم نوئه؟
پاسخ:
اردبیل نیستم...تبریزم
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 12:00
فرشته کروبیان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این که گفتم انزوای شخصی گرفتم شوخی نبود.
کامنت گذاشتن توی مطلب قبلیت باعث شد روی لینکی کلیک کنم و بدون اطلاع از هیچ چیز شروع به خوندنش بکنم که یهو مثل برق گرفته ها خشکم زد.
من عاشق داستاهای سالینجر بودم و هیچ وقت به این فکر نمی کردم که یه روز از کنارمون بره.
اگه بگم داستان نویسی رو از سالینجر یاد گرفتم دروغ نیست.
برام حق استادی داره و من چرا دیر فهمیدم.
هرچند دیر یا زود فرقیبه حالش نمی کنه اما واقعا متاثر شدم.
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1388 23:32
مهشید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی خوب است، که صبح تنهای تنها بیدار شوی
و مجبور نباشی به کسانی بگویی دوستشان داری
وقتی که دیگر دوستشان نداری

این هم یک شعر از ریچارد براتیگان برای شما.
سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 11:08
وحید ضیائی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه تو عجله داری بزرگ تر بشویم از این آبادی مدفون استخوان بترکانیم نه من که سه خط بر پیشانی ام افتاده در این کپه کپه های تن ات که می سوزمت از برقی که نمی آید از گوهری که افتاده در دره های بی مدفن .آبشار شو بشورمت از سر , داغ شو لگد بپرانم از تیهو / من گاهی از تو پرنده ام که نوک بزنم سرشاخسار انگشتری ات را ...دور سرم بچرخ من پلنگ صورتی این ماه چله ی چهاردهم من عجیب عوضی افتاده ام از بیشه ای غریب که یوز باشی هایش پیشانی پادشاهان را داغ می کنند و به جای استر در طویله های الماسه شان آستری چهل جیب می دوزند تا از زیر قبا هم شطرنج بزنند هم قلوه بترکانند ...
سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 11:20
آنا شمسواری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چیزهای دیگر برایمان تلخ خواهند بود... .
ممنون بابت این ترجمه ها و همین طور به جهت سر زدن به وب بنده .
حق نگهدار
سه‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1388 18:54
مرد خاکستری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
خوب هستین
در باره ی شعر دوم اقای برشت هیچی نفهمیدم شعر دیو

میشد زیرش یکم توضیح بدین خوب میشد

ولش بعدا ازتون شخصا می پرسم

به ما هم یه سری بزنید
راستی یادم رفت خودمکو معرفی کنم نعمتی هستم
چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1388 15:03
مسعود
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان...ترجمه های خوب و سنجیده ای بود...

کاش متن اصلی رو می آورده تا نحوه ی برخوردت با ترکیب ها و فضای حاکم روشن تر باشه به هر صورت ممنون...
نوشتا باشی رفیق
شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1388 14:30
مسعود آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان

با یک شعر کوتاه بروزم

البته شما تنبلی کردی و راجع به شعر بلند قبلی نظرتو ندادی

نوشتا باشی
شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1388 20:10
نیلوفر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ترجمه های قوی و خوبی بود. اولی به خصوص.

برشت عزیز ترین چهره ی ادبیات آلمان است/ البته اگر فوق العاده و بی نظیر بودن ِ ارنست یاندل و شعرهاش را بگذاریم کنار...

خسته نباشی.
یکشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1388 01:51
سپید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام منم یه جوری حالیم شد:-)
اما خوشحالم که ترجمه شعری رو اینجا میخونم!!!!!!!
....
.
.
آپ شدمااااا!!!
بای!
یکشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1388 20:14
فرورانه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام بر وزنه ادبیات!
هر سه ترجمه به دلم نشست بد هم نشست!!
مهدی دلم برای روزهای که دو نفری قدم می زدیمو از ته دل می خندیدیم تنگ شده!!
تهران هوا ابریه و به قول خودم هوا دونفریه!!
نمیای؟!

پاسخ:
نکنه هوا پسه؟؟
سه‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1388 12:10
مسعود آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بابا چرا آپ نمی کنی
با چند ترجمه ی براتیگان بروزم
چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1388 14:16
نباتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب حالیت شده داداش
خوبی؟
چهارشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1388 22:56
پریسا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آقا مهدی خبری ازتون نیست؟؟؟ نگران شدیما...
پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1388 22:03
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
جنبش فردا88/12/14 با مطلب "شاعری در کار نیست پیش تر به هر چه شبیه ریده ایم!" به روز خواهد شد.
این بار حضورتان علاوه بر مزید امتنان با درج منظر شخصی تان از شبه نوشتار، شبه ادبیات و شبه نویسندگان، مکمل خواهد شد.پس قصورتان در این باب مقبول نیست!
شاد بزید
والسلام
چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1388 11:13
طلوعی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام رفیق برتولد !
آپم...
شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1388 17:14
وحید ضیائی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
متن اصلی رو بزار ببینیم چه کردی .
یکشنبه 23 اسفند‌ماه سال 1388 14:20
مرد خاکستری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و عرض خسته نباشید
با دوتا شعر آپم بدرود
سه‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1388 20:02
مسعود آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مهدی جان با یک شعر بروزم
جهارشنبه سوری
منتظرتم
سه‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1388 23:28
محمد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه مثل اینکه تو نمیخوای آپ کنی؟
پنج‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1388 01:46
میم بیر گئجه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
علی نوری (اردبیل، 1366). گنج مخترع­لر دَرنه­یینه اؤیه اولاراق، ایصفهاندا لیسانس اوزره مکانیک اؤیرنجیسی­دیر. اردبیلین ادبی چئوره­سینده چوخراق بیر شاعیر کیمی تانینمیش، بیر زامان­لار ایسه حوزه­ده آنا دیلیمیزی تدریس ائتمیش­دیر. بوندان اؤنجه، اونون بیرینجی اؤیکوسو "مین بیر گئجه"­نین "بیزیم اؤیکو" بؤلومونون اون­دؤردونجو اثری کیمی یاییملانمیش­دیر. ال­لرینه ساغلیق دئیه­رک، ـ ایلک دؤنه اولاراق، بورادان تقدیم اولونان ـ باشقا اؤیکوسونو ده بیرلیکده اوخویوروق.../ بیزیم اؤیکو 33. (کانادا ایچکیسی­نین تابلوسو، علی نوری)








آردینی اوخوماق اوچون، تیکله ـیین لوطفن!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد