X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

شلیک می کنم



گلوله ای که تو شلیک کرده ای

آنطرف دیوار

دریای روی نقشه را سوراخ کرده است

دنیا دارد غرق می شود

و تو انگشتت را

برای شلیک بعد
احتیاج داری...




پدر از تفنگ برنوی پدربزرگ

و من از کلاشینکف پدرم

به زندگی شلیک شده ایم

حالا هدف عوض شده

و من باید با این کلت

شکم زنی را سوراخ کنم




مرگی که حالا به تو رسیده

از عوارض گلوله ایست

که 23 سال پیش شلیک شده
تبریک رفیق

تو با آخرین گلوله جنگ کشته می شوی

درست لحظه ای قبل از آتش بس






مهدی اکبری فر

از مجموعه "شلیک می کنم"

تاریخ ارسال: چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 01:21 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (15)
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 12:41
عادل قلی پور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
این مجموعه کی قراره چاپ بشه؟بجنب دیگه!
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 12:58
پیام جهانگیری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی جان ممنون از نظرت روش فکر می کنم حتما.
شعر هایت خیلی زیبا بودند مخصوصا اولی را بیشتر پسندیدم.موفق باشی.
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 13:17
ناهید آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
Kill Bill...with: without Dal
چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1390 13:30
ناهید آهنگری
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام...گانگستر شدی؟! زیاد فیلم دیدی مونده سر دلت
شعر خوبی بود از نحوه روایت خوشم اومد...خوبه که الکی دنیایی از کلمات را نمی ریزی تو شعر تا بعدن ندونی باهاشون چیکار کنی...دوربین خوبی تو شعر کاشتی که مثل فیلم بره جلو زاویه دوربین عالیه ولی آخرش؟؟؟کو تصویری که باید تو ذهن منه خواننده بیاد؟ نمیگم شعرت تصویر نداره ها اصلا مهم نیست شعرت چی نداره مهم اینه که چی داره؟ و اون چطور در شعر نشسته؟این خیلی خوبه که شاعر از چیزی خارج از شعر در شعر استفاده کنه ولی آخرش چی؟ آخرشم باید به چیزی درون شعر برسیم نه اون چیزی که خارج از شعر هست...یه کم معلقه شعرت آقا مهدی!آدم میخونه کلی کیف میکنه آخرش که تموم میشه میگه خب که چی؟منظورم پیام شعر و شعار و این اراجیف نیستا...خیله خب گلوله، کلاشینکف، آتش بس، شلیک، انگشت و...خب؟! من کی ام؟ تو کی ای؟قرار نیست اینا صرفا یه استحاله باشن باید منفجر بشن تا حتی بعد شعر هم ادامه داشته باشن تو ذهن مخاطب...مرسی...نویسا مانی
پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 11:45
حسین مرادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهدی دادا
گوزلدی شعرلرین بو شعرلری اوز دیلینله پاریسده ائشیدمیشدیم
بیرده اوخودوم ودویونجا لیذذت آپاردیم
یاشا شاعیر
دوغروسو یاخشی اوغلان دعوتده ائلیرم گلمیرسن
بیزی اونودما
پنج‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1390 15:45
شبنم بهار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مهدی عزیز سلام و سپاس از گرمای حضورت...

شعرت زیبا بود رفیق
شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1390 12:27
وهید
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بسیار زیبا و لذت بردم و چاپ کتابتم مبارک
پاسخ:
کتابی چاپ نشده وهید نازنین
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 21:18
زینب برزگرماهر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام

تو شکلیک نکرده
من مرده ام برات...


به روزم دوست عزیزم
دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 23:16
آیدینـ ضیاییـ
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
جنبش با مطلب "مجلات ادبی به مثابه هایپرمارکت"پیرامون رویش قارچ واره ی مجلات ادبی به روز شد!
والسلام
پنج‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1390 09:35
زینب برزگرماهر
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ممنونم از مهرت عزیز
در مورد ضعیف بودن شماره ی اول زیاد باهات موافق نیستم. تمام آثاری که در شماره ی اول منتشر شد آثاری بود که کاملا منطبق بر اصول و معیارهای ادبی نوشته شده بودند و آثار قابل توجه و ارزشمندی بودند. اما قبول دارم در هر امری اعم از نشریه و... باید به فکر بهتر شدن بود.
پاسخ:
الان این اراجیفی که آقای رضایی اصل در مقاله شان نوشته اند منطبق بر کدام اصول ادبیست؟؟؟
پنج‌شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1390 18:12
مرتضی ملک محمدی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بگذار دیگران تلاوت کنند
تو روایت...
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1390 17:38
شیما
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی بامزه گفتید...زیبا بود
پنج‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1390 21:30
روژین سنجابی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اروتیکه .جبر داد میزنه توش.جمعا دید جالبیه.
شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1391 20:06
سیده عذرا روحانی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
شعراتون رو با لذت و رنج خوندم
موفق باشید.
چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1391 15:16
سولماز نعمتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست عزیز
خسته نباشید
" بی تعارف بیا لقمه ای بخندیم"
آپ شدم
منتظر نگاه گرمتونم
سبز بمونید!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد