X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

پاییز



اینجا
کیلومتر ها دور از تو
باران می بارد
چشم راستم 
به شکل گنجشکی در آمده
و پرواز می کند به سوی تو 
چشم دیگرم اما
دسته ای فلامینگو بود 
و در جستجوی دریاچه ای ترکم کرد

عزیزم اگر گنجشکی را دیدی
که دریاچه ای را به منقار گرفته است
پشت پلک هایت او را بپذیر
تا وقتی که فلامینگوها دوباره برگردند
و ما را از قصه ها نجات دهند...

مهدی اکبری فر
تاریخ ارسال: جمعه 12 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 15:16 | نویسنده: مهدی | چاپ مطلب
نظرات (3)
شنبه 13 آبان‌ماه سال 1391 19:46
نسرین علیزاده
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام مهندس. مثل همیشه زیبا و.........زیبا! یکی هست تو دانشگاه ما به نظر خیلی شبیه شماست. شما نیستید؟!
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 09:14
بالماسکه لعنتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دوست ندارم انتقاد کنم
چون از شعرای من انتقاد شد و این باعث شد دیگه ننویسم

همه چی خوب بود
اگر شنیدی خبری رسید....

راستی یه قراری بزارید یه روزی همه بیان حوزه با هم جمع باشیم خیلی خوب میشه اگه وقت داشتین به بچه ها بگین..

البته هر وقت اردبیل تشریف بردید
پنج‌شنبه 18 آبان‌ماه سال 1391 09:15
بالماسکه لعنتی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
و خوشحالم که می تونم بهتون سر بزنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد