X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

در جستجوی متن و صحنه

در جستجوی متن‌ و صحنه

نگاهی به اجرای "واقعه در مراسم سودابه خوانی" به کارگردانی توحید معصومی


مهدی اکبری فر(Akbarifar@Gmail.com)



تئاتر از آنجایی که می‌تواند بصورت آنلاین با مخاطب ارتباط برقرار کند ، از هنرهای دیگر متمایز گشته است. این ارتباط گاه تا سطحی بالا می‌رود که در برخی اجراهای پیشرو فراخور واکنش تماشاچی ، متن تغییر می‌کند و هر اجرایی از یک متن با اجرای پیشین متمایز می‌گردد. اینگونه می‌شود که دن‌کیشوت در میانه‌ی اجرای اورسون ولز از پل سقوط می‌کند و می‌میرد بی اینکه در متن نمایش چنین اتفاقی آمده باشد. در دسترس بودن مخاطب امکانیست بالقوه که در اختیار هنرمند قرار می‌گیرد و چنانچه این ظرفیت مورد استفاده واقع نشود، فرصتی استثنایی از دست رفته است . همانطور که بهره‌مندی از حداکثر امکانات موجود برای خلق اثر در حداقل فضا از  خصایص هنر مدرن است در تئاتر نیز آثاری که از این پتانسیل استفاده درست و بجا نمی‌کنند را به سختی می توان در زمره آثار مدرن قرار داد ( چنانچه کلیت اثر را مورد بررسی قرار دهیم ، چه آنکه اجراهای بی ریخت زیادی از آثار و نمایش‌نامه های مدرن تا کنون روی صحنه رفته اند که نمی توان آنها را مدرن تلقی نمود).
واقعه در مراسم سودابه‌خوانی نیز همچون اکثریت کارهای روی صحنه در جشنواره تئاتر فجر امسال دچار این عدم توجه به وجود تماشاچیست. این ضعف را می توان در دو عامل جستجو کرد، یکی متن و دیگری عوامل اجرا. اولی از آن‌جهت که لازم است دریچه‌های ارتباطی در متن در نظر گرفته شوند و دست کارگردان برای خلاقیت و تصرف در متن باز باشد. برای حصول یک کار ایده آل به متنی دموکرات نیاز داریم که انعطاف پذیری قابل قبولی را دارا باشد. دومی از آن‌جهت که در قسمت‌هایی از نمایش مثل نقالی‌های گاه به گاهی که در اجرا وجود داشت می شد بهره بیشتری از این امکان گرفت و اجرای زنده‌تری داشت. جای خالی قاب‌سازی های بصری در بازی بازیگران محسوس بود اگر چه یکی دو مورد شاهد چنین خلاقیت هایی بودیم. صحنه‌ی رقص و نورپردازی زیبای آن هم از جمله قسمت هایی بود که به زیبایی کار افزوده و اجرا را به ذات تئاتریش نزدیک کرده بود.
متن فارغ از اینکه برای چه منظور نوشته می‌شود لازم است دارای ساختاری باشد، خواه شعر و داستان و خواه نمایش‌نامه. این ساختار اجزای مختلفی ، از زبان کار گرفته تا سلسله ی حوادث و کنش ها را در بر می‌گیرد که در نهایت باید بتواند یک کل منسجم تشکیل دهد . صحنه‌ی نخست نمایش که در دنیای واقعیت داستان اتفاق می افتد و مثل مقدمه‌ای تماشاچی را می‌خواهد به قسمت اصلی متن ببرد چون تکه‌ای اضافی بر نمایش سنگینی می‌کند . با بردن کلیت متن در فضای خواب یا فضای خواب و بیدار و حذف صحنه‌های نخست، مراتب متنی منسجم‌تر و ساختمندتر را می‌توانستیم شاهد باشیم چه آنکه در جای جای متن بازیگران به سردرگمی خویش نسبت به فضای واقع اشاره می‌کنند و اصلا تقابل دو شخصیت داستان یعنی بازیگر و سودابه خود بر کیفیت فضا دلالت می‌نماید. با ورود روند نمایش به این قسمت‌ها به نظر می‌رسد هم کارگردان و هم بازیگران دستی بازتر و رغبتی بیشتر در کار یافته‌اند ، بازی های خوب و کنش های تصویری فکر شده موید این نکته‌اند.
تماشای این نمایش و عمده نمایش‌های حاضر در جشنواره امسال بار دیگر جای خالی نمایش‌نامه نویسی مدرن در تئاتر ایران را آشکار می‌کند. از این رو کارگردانان و بازیگران در بسط و نمایش توانایی های خود با مشکل مواجه می‌شوند . توحید معصومی کارگردانی‌ست که حرف های زیادی برای گفتن در این عرصه می‌تواند داشته باشد به شرطی که زیربنای مورد نیاز این کار یعنی  نمایش‌نامه خوب را بتواند در اختیار داشته باشد و با عنایت به پتانسیل های توامان متن و صحنه ،  دست به آفرینش تئاتری خویش بزند.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد