X
تبلیغات
رایتل

پشت دیوار زمان

از یک نویسنده ...

عاشیق آمریکایی

عاشیق آمریکایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جفری وئرباک دوست بزرگ موسیقی شرق است که موسیقی آذربایجانی را در سرتاسر دنیا معرفی کرده است. خیلی‌ها هنوز اجرای این آمریکایی در دوئت "دلی جیران" به همراه زینب خانلروا در اولین تور آمریکایی اش در 1988  را به خاطر دارند. وئرباک از آن زمان تا کنون  دانشش را درباره‌ی موسیقی و فرهنگ آذربایجان گسترش داده و تکلم به زبان آذری را آموخته است. او از نوازندگان ماهر آلات موسیقی آذربایجان از جمله تار و کمانچه به شمار می‌رود که کنسرت های متعددی را در نقاط مختلف جهان برگزار کرده است.متن پیش رو ترجمه ی مصاحبه ای است با وی  که در مجله ی ویژن به چاپ رسیده است.

 

 

 

 

 

ترجمه: مهدی اکبری فر

Akbarifar@Gmail.com

 

 

 

 

 

آقای وئرباک ، چه چیزی از اولین دیدارتان از آذربایجان به خاطر دارید؟

 

آن زمان‌ها آذربایجان قسمتی از خاک شوروی سابق به حساب می آمد اما هنوز بین مردم یک روحیه ی امیدوارانه نسبت به آینده وجود‌ داشت . مردم آزادانه درباره‌ی استقلال صحبت می‌کردند که برایم بسیار هیجان انگیز بود. ورود به سرزمین موقام حجمی عظیم از احساسات تاریخی را به حافظه ی من اضافه کرد و رویای من برای سفر به آذربایجان را تحقق بخشید. وقتی آنجا رسیدم ، منتظر هیچ‌جور انعکاسی به خاطر حضورم در برنامه‌های تلویزیون آذربایجان نبودم. برنامه ای تلویزیونی به اسم "دالغا" در آز تی وی هم بود  که در آن به همراه زینب خانلروا "دلی جیران" را اجرا کرده بودم. وقتی با مردم دیدار می کردم ، حتی با غریبه‌ها ، من را غرق برخورد‌های صمیمانه شان می کردند و بعضی‌ها در آغوشم می‌گرفتند. من تصور می‌کنم اینها دوستانه‌ترین ملت دنیا هستند. آذربایجانی‌ها عموما حس مهمان نوازانه ای دارند و افزون بر آن من یک آمریکایی بودم که به موسیقی ملی آنها یعنی موقام عشق می ورزید.پس برخورد آنها با من قابل درک بود. همچنین عمیقا تحت تاثیر تحصیلات بالای آنها و روابط بین المللی شان بودم.قفقازی‌ها را به خاطر موقعیت جغرافیایی‌شان عقب مانده‌تر از اروپایی‌ها می دانستم ولی کسانی که در آذربایجان اطراف من بودند فرهنگی‌تر از خیلی آمریکایی‌ها رفتار می‌کردند.

 

ریشه‌های علاقه‌ی شما به موسیقی ملی آذربایجان را کجا می‌توان یافت؟اولین استادتان که بود؟

 

اولین مطالعاتم در مورد آذربایجان مربوط می‌شود به اتوبیوگرافی فیلسوفی به نام جورج گرجیف که متولد قفقاز بود و عمیقا تحت تاثیر موسیقی عاشیقی.19 سالم بود که او و ایده‌های خارق العاده‌اش را درباره‌ی تعالی درونی انسان کشف کردم.چون یک آهنگ‌ساز بودم جذب حرفهایش در باره‌ی موسیقی آذربایجان شدم. یک سال بعد به دیدن سماگران قونیوی که در لوس‌آنجلس ، محل زندگی‌ام برنامه اجرا می‌کردند رفتم.شدیدا متاثر شدم و برای بار دوم هم برنامه‌شان را دیدم. این بار در جزئیات دقیق شدم ، در موسیقی  و آوازی که خوانده می‌شد. زیرا چیزی غیر قابل توضیح را در من بیدار می‌کرد. تا آن زمان نمی‌دانستم که درون بشر چقدر می تواند عمیق باشد.دو ماه بعد پیرمردی داغستانی را ملاقات کردم به نام زولان آوشالوموف که کمانچه می‌زد. کلامی وجود ندارد که حسم را از شنیدن نواختن آن مرد توصیف کند.طوری که میخکوب شده بودم روی صندلی و توان حرکت نداشتم.

 

بعضی آهنگساز‌ها سعی در تلفیق موسیقی شرق و غرب دارند. نظرتان در این باره چیست؟

 

موقام منبع الهامی برای همه ی صورت‌های موسیقایی است ، جاز و موسیقی کلاسیک غرب و حتی بلوز و راک اند رول می‌توانند پیشرف قابل توجهی با تکیه بر موقام بکنند.آهنگسازان مدرن آذربایجانی این قدرت را یافته‌اند تا از موقام در پیرنگ آثارشان استفاده کنند.من گوش دادن به موقام بدون کلام وقتی تار ، کمانچه ، عود ، بالابان و حتی آلات مدرنی چون ساکسیفون و کلارینت کنار هم قرار می‌گیرند را دوست دارم.

 

شما موسس جامعه‌ی موقام در ایالات متحده هستید که موسیقی آذربایجان را معرفی می‌کند.فعالیت شما در این تشکل از چه قرار‌ است؟

 

در عین حال که کنسرت‌های متعددی برگزار می‌کنم ، بخش اعظم کار من را دوره‌های دانشگاهی در بر می‌گیرند. به کالج‌ها ، دانشگاه‌ها، مدارس و موسسات آموزش عالی زیادی جهت سخنرانی و بازشناساندن موقام دعوت شده‌ام.به این نکته رسیده‌ام که این سخرانی‌ها می‌توانند تاثیر عمیق تری  برای ایجاد یک حس مثبت درباره‌ی موقام روی مردم داشته باشد. جلسات معمولا در یک کلاس درس یا تالار سخنرانی برگزار می‌شوند و من اول از همه کلمات موقام و آذربایجان را روی تخته می‌نویسم و به دنبال آنها اسم آلات موسیقی و نکات تکنیکی مربوط به آنها.جزئیات ویژه و مشخصات موقام را هم برایشان فهرست می‌کنم. تکه‌های کوتاهی از هر دستگاه را برای هنرجو ها می‌نوازم، چند بار برایشان تکرار می‌کنم تا حس هر دستگاهی را بگیرند و بتوانند نت های بعد را حدس بزنند ، مثل یک درس کوتاه ، بعد به آنها گوشه های قابل پیشرفت موقام را نشان می‌دهم و از همه مهم تر ، قدرت باورنکردنی اش را در تسخیر ذهن ها. البته‌،همه ی مخاطبان من نخواهند توانست آنچه را که مد نظر من است تجربه کنند ، اما من در همه‌ی این سال‌ها صد‌ها اجرا داشته‌ام که هیچ‌کدام از شنوندگانم آذری زبان نبوده اند که اگر نگویم همه ، ولی اکثریتشان قدرت موغام در انتقال ذهنیت به یک موقعیت فراجهانی را درک کرده‌اند.ای کاش همه ی شما می‌توانستید چهره‌ی آنها را ببینید وقتی دارند موقام گوش می‌کنند.شاید هم روزی کتابی در این باره نوشتم.

 

می‌توانید درباره‌ی برنامه‌های آتی‌تان صحبت کنید؟

 

 

اجرای سخنرانی ها را مثل همیشه ادامه خواهم‌داد ، همین الان سخنرانی در موزه‌ی هنر‌های معاصر بوستون ، کالج دارتموث در نیو همپشایر هانوفر و چند موسسه‌ی آموزش‌عالی را در برنامه دارم.کار مشترکی با یک استاد موسیقی ملل در دانشگاه تمپل فیلادلفیا پیش رو دارم ، جاییکه قبلا سخنرانی های متعدد و البته یک کنسرت برای دانشجویان اجرا کرده‌ام.با دانشگاه پنسیلوانیا ،مدرسه ی روابط بین الملل فلچرز و دانشگاه تافت در ارتباط هستم.همچنین روابط نزدیکی با اساتید هاروارد و ییل دارم که علاقه‌ی زیادی به اجرای برنامه های من در دانشگاه هایشان ابراز کرده اند. یکی از جالب ترین همکاری‌هایم با دپارتمان امورخارجه ی ایالات متحده در ارلینگتون به عنوان سخنران و آهنگاز مهمان است که امیدوارم همینطور ادامه پیدا کند.

خیلی از آشنایانم من را به عنوان یک مهندس طراحی می‌شناسند که در نورپردازی فضاهای داخلی و خارجی تخصص دارد و می‌دانند که یک زندگی سطح متوسط آمریکایی دارم.من این برنامه‌ها را به عنوان یک کار فرعی انجام می‌دهم و تا زمانی که هنوز قوتی در بدنم برای سفر کردن باقی باشد به آنها ادامه خواهم‌داد.شاید در آینده بتوانم وقت بیشتری را برای اعتلای این هنر صرف کنم و این موسیقی سنتی تحسین برانگیز را در میان انگلیسی زبان ها ترویج دهم تا بتواند جایگاه واقعی خود را بدست‌آورد.

منبع:ویزیون انگلیسی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد